مدح و ولادت حضرت زین العابدین ( امام سجاد) علیهالسلام
فـوج ملائک بر بـشر، تعـظـیم کردند شـادی دل را بین هم، تـقـسـیم کـردند رو بر بهشت و کوثر و تسنـیم کردند زیبـاتـرین گُل را به گُل تـقـدیم کردند امشب حـسـین بن عـلـی دردانـه دارد زیبـاتـرین گُل را دراین گـلخانه دارد دارد چه جلـوه، جلـوۀ تـوحـید خـلـقت در روز میـلادش به خود بالـید خلقت مثل شکـوفه بر رُخـش خـنـدید خلقت زیـبـاتـرین لـحـظـهها را دیـد خـلـقـت آیا فـرشـتـه یا که آدم، خـلـق کردند؟! محـبوب خلّاق دو عـالـم، خلق کردند وقـت شکـفـتـن سـجـدۀ او دیـدنـی بود ذکرخـدا از غـنـچـهای بـشـنـیدنی بود عطرش بهشتی بود و بس بوئیدنی بود گـلبـوسه از رخـسارۀ او چـیدنی بود وقـتی پـدر دل را به او پـیـوند میزد آهـسـتـه بر روی پـسـر لبـخـند میزد در بندگی، او جان و قلبی حق طلب داشت در پای محراب دعا سوز و تعب داشت بر زینت سجدهگـذاران او لقـب داشت از نسل زهرا بود و از حیدر نسب داشت مـحـراب او طـور عــبـادت نـام دارد او بــا خــدایـش خــاطــری آرام دارد ایـمـان فـروغی از رخ تـابـان او بود تـقـوا گُـلـی از گـلـشـن ایـمـان او بود اخلاص، مثل چشمهای در جان او بود آزادگی یـک لالـه از بـسـتـان او بـود دیبـاچـۀ اوصاف او زرّین کـلام است او مظهـر ایـثـار و ایمان و قـیام است عشق و امید و معـرفـت، آئینۀ اوست عـلـم الـهـی از ازل در سـیـنـۀ اوست ایمان و تـقـوا گـوهـر گـنجـینۀ اوست شـورآفـریـنی پـیـشـۀ دیـریـنـۀ اوسـت بـعـد قـیـام کـربـلا شـوری به پـا کرد با خـطبۀ خود شام را کـربوبلا کرد کی میتوان از وصف او در انجمن گفت؟! باید فرزدق بود و از مدحش سخن گفت او با همه از کربلا، از سوخـتن گفت از لالههای بی سر و گلگون بدن گفت تنهـا اشاره بر حـسین آبـاد، کافیست بس کن «وفایی» در شب میلاد، کافیست |